بررسی وضعیت حفظ و تلاوت قرآن کریم در حوزه‌های علمیه در گفت و گو با حجت الاسلام والمسلمین محمد حاج ابوالقاسم
30 بازدید
نحوه تهیه : فردی
تعداد شرکت کننده : 0

با تشکر از اینکه وقتتان را در اختیار ما گذاشتید، جناب­عالی وضعیت حفظ و تلاوت قرآن در حوزه علمیه را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

در حال حاضر یکی از مهم‌ترین موضوعات، موضوع حوزه و قرآن است، که طبیعتاً بخش حفظ و تلاوت و نیز انس با قران در رأس قرار دارد. حال در پاسخ به سؤال شما باید عرض کنم که اگر بخواهیم وضعیت حفظ و تلاوت قرآن در حوزه را در قیاس با گذشته ارزیابی کنیم، روند بسیار خوبی طی شده و ما گام‌های رو به جلو و پیشرفت‌های خوبی داشتیم، چرا که در اوایل انقلاب اسلامی تعداد حافظان قرآن در حوزه علمیه – که کانون تشیع هست – از عدد انگشتان یک دست هم تجاوز نمی‎کرد، اما بحمدالله امروز از لحاظ کمی و کیفی حافظان قرآن کریم در حوزه از درخشش خوبی برخوردار هستند و در عرصه‌های مختلف ملی و بین المللی درخشش‌های زیادی داشتند که باید از خداوند متعال به خاطر عنایتش سپاس‌گزاری کنیم، که این پیشرفت‌ها در سایه انقلاب شکوهمند اسلامی به دست آمده است. اما اگر این وضعیت را مقایسه کنیم با آن چیزی که از حوزه علمیه انتظار می‌رود همچنین مقایسه کنیم با سایر مراکز علمی دنیا که به عنوان رقبای حوزه علمیه قم شناخته شدند باید عرض کنم که فاصله زیادی داریم و مع الأسف نسبت به توقعات حوزه هم خیلی عقب هستیم. شما مستحضرید که حوزه علمیه به عنوان پیشانی تشیع، در جهان اسلام می‎درخشد و طبیعتاً تهمت‌هایی که در بین فرق مختلف اسلامی نسبت به تشیع زده می‌شود، بسیاری از آنها بر محور قرآن می‎گردد و هر قد فاصله حوزه با قرآن بیش‎تر شود، این تهمت‎ها و این دروغ‎ها به تصدیق مخالفان ما نزدیک‌تر می‌شود؛ یعنی زمینه را برای تصدیق آنها فراهم‎تر می‎کند ما در جهان اسلام، دانشگاه الازهر مصر را داریم که به عنوان یکی از رقبای جدی حوزه علمیه قم در عرصه فعالیت‎های دینی مطرح است و بیش‌تر فارغ التحصیلان این مرکز حافظان قرآن هستند، یا حافظان کل قرآن یا حافظ بخش‎هایی از قرآن کریم. همچنین دانشگاه‎های عربستان را داریم، مثل دانشگاه ام القرای مدینه منوره که امروزه بسیاری از نبض‌های فرهنگی و تبلیغی جهان اسلام به دست فارغ التحصیلان این دانشگاه است. بدون تعارف باید واقعیات را بپذیریم و این‌ها محور اولی کار و فعالیت‎شان قرآن است، اما مع الأسف در حوزه علمیه قم علی رغم تمام فعالیت‎های دقیق و عمیق، موشکافانه و عالمانه‌ای که ما با آن رو به رو هستیم، بحث تلاوت و حفظ قرآن کریم بسیار کمرنگ است و هیچ بروز و ظهور خارجی ندارد. به عنوان مثال من خاطره‎ای را عرض می‎کنم که در کشور ترکیه با آن روبه رو شدیم؛ یکی از شیعیان ترکیه وقتی فهمید که من حافظ قرآن و قاری قرآن هستم با من درد دل کرد و گفت: ما وقتی مساجدی را که مختص به شیعیان است و امامان جماعت شیعه در آن جا نماز می‎خوانند را نسبت به مساجدی که اهل تسنن در آن نماز می‎خوانند، مقایسه می‎کنیم، به لحاظ جذابیت و ابهت ظاهری نمازها، شرم‌سار می‌شویم و پیش برادران اهل تسنن خجالت می‎کشیم، چه به لحاظ ظاهر مناسک نماز جماعت و چه به لحاظ قرائت و تلاوتی که امام جماعت دارد. خب این برای ما خیلی بد است. من این را بارها گفتم و باز هم تکرار می‎کنم که دعوای ما با بقیه فرق اسلامی، دعوای ملای باسواد و ملای بی‎سواد است، که ملای بی‎سواد، مار را خوب می‎کشید و ملای باسواد مار را می‎نوشت، ولی مردم چون آشنا نبودند و سواد چندانی نداشتند، آن نقاشی را ترجیح می‎دادند. ما در حوزه علمیه قم به باطن قرآن، حقایق قرآن و به تعمق قرآن پرداختیم، اما جنبه‏های ظاهری قرآن را فراموش کردیم که متأسفانه خود این مسئله باعث شده که تا در فضای عمومی جوامع اسلامی به عقب رانده شویم و از عرصة تبلیغ، که عرصي مهمی در فضاهای قرآنی است بی‎بهره باشیم.

اکنون به یک روایت از امام صادق علیه السلام اشاره می‎کنم که فرمودند: «مردم چهار دسته هستند: بعضی از مردم مانند میوه‎های خوش بر و خوش طعم می‎مانند این‎ها کسانی هستند که مؤمن‎اند و قرآن هم دارند.

دسته دوم مانند میوه‎های خوش طعمی هستند که از خود بویی ندارند. این‎ها کسانی هستند که ایمان دارند، ولی قرآن ندارند؛ حضرت مثالی می‎زنند به درخت خرما که چون جذابیت ظاهری ندارد. انسان جذبش نمی‎شود و باید خیلی تبلیغ کنی تا مردم بیایند و از خرما تناول کنند.

دسته سوم کسانی هستند که قرآن دارند، اما ایمان ندارند. اینها مانند میوه‎هایی هستند که بوی خوش دارند، اما بسیار بدمزه، نارس و غیرقابل استفاده هستند. دستة چهارم کسانی هستند که نه ایمان دارند و نه قرآن که حضرت تعبیر می‎کنند از اینها به گیاهی که بو و طعم بدی دارد و علاوه بر این سمی و بی‎خاصیت هم هست.

دستة اول را مثال زدند به ترنج که هم خوش بو است و هم خوش مزه.

از تقابل قرآن و ایمان – که در اصول کافی هم آمده – معلوم می‎شود که منظور از قرآن همین جنبه‎های ظاهری قرآن است و الا کسی که جنبه‎های باطنی قرآن را نداشته باشد، دیگر مؤمن نیست. حضرت توقع دارد که ما علاوه بر این که مؤمن هستیم، قرآن را هم داشته باشیم بنابراین، من فکر می‎کنم، با آنچه که باید باشیم فاصلة زیادی داریم و در این عرصه‌ها واقعاً جای کار بسیار است. من نمونة دیگری را عرض کنم: همه ساله در کشور عربستان مسابقات بین المللی حفظ و قرائت قرآن برقرار می‌شود که برترین رشتة این مسابقات، حفظ قرآن همراه با تفسیر یک جزء از قرآن کریم است. شرط سنی دارد، که حداکثر 25 سال داشته باشد و مسلط به زبان عربی باشد که بتواند تفسیر را به زبان عربی فصیح بیان کند. از اول انقلاب تا به حال که 30 سال می‎گذرد، ما غیر از دو دوره، در این بخش از مسابقات عربستان اصلاً شرکت کننده‌ای نداشتم و شاید دلیل آن هم این بوده که کسی که این شرایط را داشته باشد، نداشته و نداریم و لذا برای ما خیلی ضعف است که در طی 30 سال فقط در دو دوره شرکت کردیم. البته در این دو دوره هم با الطاف الهی خوش درخشیدیم، چرا که در یک دوره آقای دباغ مقام دوم را کسب کردند و در یک دوره هم حقیر مقام دوم را کسب کردم و تا مدت‎ها آثار و برکاتش در عربستان وجود داشت. حتی یادم هست یک سال بعد از این مسابقات وقتی به سفر حج رفتم، یکی از عربستانی‎ها مرا شناخت و گفت: تو همان کسی هستی که در مسابقات بین المللی ما مقام دوم را در حفظ و تفسیر کسب کردی؟ خیلی مهم بود و من بسیار خوشحال شدم. متأسفانه ما عرصه‎های مهم تبلیعی را رها کردیم.

جناب‎عالی برای حفظ قرآن در روند آموزشی، پژوهشی حوزه چه پیشنهادهایی دارید، تا به دغدغه‎های شما؛ مانند شرکت در مسابقات، تسلط به زبان عربی، حفظ کل قرآن و تفسیر در حد یک جزء قرآن پاسخ داده شود؟

به نکتة بسیار مهمی اشاره کردید که بلأخره ما باید برای ترویج حفظ قرآن در حوزه، از نظام آموزشی‌مان استفاده کنیم و بیاییم در مدارس حوزه - به عنوان بدنة حوزه - یک کار جدی داشته باشیم تا آینده حوزه، آیندة قرآنی باشد. به نظر می‎رسد که در دو عرصة عمومی و دیگری عرصة تخصصی. ابتدا این را عرض کنم که ما حفظ قرآن را به سه قسمت تقسیم می‎کنیم، چرا که ما سه گونه حفظ داریم: 1- حفظ موضوعی قرآن کریم، که در این بخش ما مقاطعی از آیات – را متناسب با موضوعاتی که مورد نیازمان است و براساس گسترة موضوعات قرآنی یا براساس نیاز امروز خودمان – گلچین می‎کنیم و سپس همین آیات را حفظ می‌کنیم، تفسیر آن را هم یاد می‎گیریم و در تبلیغ خودمان استفاده می‎کنیم و معتقدم، که این بخش باید فراگیر شود و همة طلبه‌ها هم موظف باشند موضوعاتی را که کارشناسان از قرآن استخراج کردند در قالب جزوات یا کتاب‎هایی به عنوان متن کتاب درسی در اختیار طلبه‌ها بگذارند و طلبه‎ها موظف به حفظ این آیات شوند. ما در دفتر قرآن و عترت حوزه­های علمیه کاری را شروع کردیم تحت عنوان حفظ موضوعی برای طلاب، که طرح خوبی آماده شده تا در طول 6 سال، طلبه‎ها 6 جزوة حفظ موضوعی داشته باشند و هر سال 1 جزوه و آیاتی را به تناسب و براساس موضوعاتی که ساختار متناسبی در طول این 6 سال دارد، حفظ کنند. شیوة دوم حفظ، حفظ آیات منتخب است، که در این شیوه‌ها بخش یا تعدادی از سوره‎های قرآن کریم را که کارایی بیش‌تری دارند و استفاده‎های اخلاقی بیشتری از این سوره‎ها می‎توان برد، یا فضیلت بیش‎تری برای این سوره‎ها بیان شده را حفظ می‎کنیم، مثل سورة یس، سورة واقعه، جزء سی‌ام قرآن، بخش‌هایی از جزء بیست و نهم؛ مثل سورة ملک و من فکر می‎کنم که این شیوه باید به عنوان مرتبة دوم در بین طلبه‎ها ترویج شود، که طبیعتاً نه همه، ولی عدة زیادی از طلبه‌ها باید سورة یس را حفظ باشند. جز سی‌ام را حفظ باشند.

بخش سوم حفظ، حفظ ترتیبی است که شخص از ابتدای قرآن تا انتهای قرآن را حفظ می‌کند. و من فکر می‌کنم که این بخش برای خیلی از طلبه‎ها ضروری نیست، اما در عین حال معتقدم: با توجه به گرایش حوزه‎های علمیه و همة مراکز آموزشی به تخصصی شدن، بیاییم از همان ابتدا مدارس قرآنی را تعریف کنیم که خروجی این مدارس، اشخاصی خواهند بود که در زمینه‌های قرآنی فعالیت خواهند کرد و البته هر کس به انتخاب و اختیار خودش می‌آید و در این مدارس حضور پیدا می‎کند. و لذا از همان ابتدای کار یکی از مهم‌ترین برنامه‌هایش حفظ قرآن و تفسیر قرآن باشد و مدارس به طور جدی این موضوع را پی‌گیری کنند که طلبه بعد از پایان 6 سال، علاوه بر دروس فقه، اصول، منطق، ادبیات عرب، بلاغت و صرف و نحو – که دروس متداول حوزه هستند – در تفسیر قرآن هم انس جدی داشته باشند، که بعد از 6 سال کلیة معارف قرآن، البته در حد نازل و در حد سطحی در ذهن و فضای فکری آنها نقش بسته باشد.

بعضی از مدارس، مانند مدرسة علمیة امام رضا علیه السلام طلبه‌های حافظ دارند؟

 مدرسه امام رضا علیه السلام مدرسة حافظان است و ما چنین مسئله‌ای مد نظرمان نیست؛ چرا که حوزة علمیه آمده و کسانی که حافظ قرآن بودند را در یک گوشه جمع کرده؛ این خیلی مقصود و هدف مطلوب ما را تأمین نمی‌کند، ولی کار خوبی است و ما به دنبال این هستیم که مدرسه‌ای تأسیس شود که در این مدرسه طلبه از سال اول تا سال ششم قرآن را حفظ بکند. طلبه‌ای که مشتاق به حفظ قرآن است با ورود به این مدرسه، فعالیت درسی‌اش فعالیت قرآنی می‌شود. و ما در حال حاضر چنین چیزی را نداریم. در مدرسه امام رضا علیه السلام حفظ قرآن جزء مواد درسی و آموزشی مدرسه به حساب نمی‌آید، و کسانی هم که حفظ بودند، اگر چه در یک مکان قرآنی قرار دارند، ولی چون کار، جدی نیست، فراموش می‌کنند. بنابراین، آن چیزی که مد نظر ماست، این است که حفظ قرآن به عنوان مادة درسی و به صورت کاملاً جدی در معاونت آموزش پی‌گیری شود، که ما الان چنین چیزی را در حوزه نداریم. البته این طرح آماده شده و در اختیار معاونت آموزش هم قرار گرفته است. البته معتقدم که این شیوه، شیوه‌ای است که باید در کل کشور راه‌اندازی و ترویج شود و این‌گونه مدارس توسعه پیدا کنند و امیدوارم که ان‌شاءالله این کار اتفاق بیفتد.

برای ترویج تلاوت در عرصة حوزه علمیه چه راهکارهایی را پیشنهاد می‌کنید؟

یکی از دردهای ما مسئله تلاوت قرآن است و این مسئله حداقل یکی از ضرورت‌های یک طلبه است که قرآن را درست بخواند و یا اینکه حداقل آغازش را صحیح و به صورت مطلوبی بخواند. من بارها از قاریان قرآن شنیدم که از قرائت امام جاعت مسجدشان گله‌مند هستند. و من حتی موردی را سراغ دارم که شخصی امام جمعه است، اما متدینین آن شهر نمازهایی که پشت سر آن شخص می‌خوانند را اعاده می‌کنند و می‌گویند نماز ایشان غلط است. البته در مورد ائمه جمعه من می‌دانم که کنترل و نظارت هست اما این یک مورد چگونه بوده که از دستشان در رفته، اتفاقی است که افتاده.

بنابراین باید تلاوت قرآن جدی گرفته شود چرا که بحث تلاوت قرآن جذابیت خاصی دارد و شاید بتوان گفت: پیشانی حوزه علمیه از نظر زیبایی همین تلاوت‌هاست.

البته نمازهایی هم که از طریق رسانه‎ها پخش می‌شود، مطلوب نیست، اگرچه شخصیت‎هایی بسیار ارزشمندی هستند و روی سر ما جا دارند، اما تلاوت آنها در نماز، تلاوت شایسته‌ای نیست. البته حداقل‌های فقهی را دارد. اما آنچه باید مطلوب یک عالم شیعی باشد نیست، در حالی که همة فقهای ما در کتاب‌هایشان گفته‌اند که در تصدی امام جماعت اولویت و یا مرجعیت، اقرئیت است. اقرئیت را هم معلوم کرده‌اند که باید قرآن بیش‌تر حفظ باشد، یا بهتر تلاوت بکند، اما مع الوصف این مسئله مراعات نمی‌شود. ما در نمازهای جماعتمان شخصیت محور هستیم و من به این مسئله انتقاد دارم. اصلاً چه ضرورتی دارد که نام امام جماعت نوشته شود، چه ضرورتی دارد که ما بنویسیم، امام جماعت آیت الله فلان یا نماز جماعت به امامت فلان شخص؛ بنابراین مسئله برای ما خیلی اهمیت داشته باشد که آن شخص کیست و از نظر علمی چه مقامی دارد؟ آن چه برای ما مهم است این است که فرد، نماز را چگونه می‎خواند و طبیعتاً لازم نیست که نامش را ذکر کنیم. در مکه مکرمه وقتی نماز جماعت خوانده می‎شود، اسم امام جماعت در آن جا مهم نیست، مهم نحوة ارائة نماز است. ما چون شخصیت محور هستیم به جنبه‎های علمی و معنوی شخص فوق­العاده توجه داریم و کاری به زیبایی ظاهری نماز او نداریم و حال آن‎که، کسانی که این تصویر را مشاهده می‎کنند آگاه از موقعیت علمی او نیستند و این‌ها دردها است. و من در این زمینه پیشنهادهایی دارم؛ اول این که از بدو ورود طلاب این شرط، جدّی گرفته شود، طلبه باید روخوانی قرآن را بلد باشد، یا ظرف مدت سه ماه مثلاً روخوانی طلبه به حد مطلوبی برسد. این حداقل است که طلبه قرآن را خوب بخواند. ما طلبه‎ای داریم که شش سال درس خوانده، ولی قرآن را نمی‎تواند بدون غلط تلاوت کند، و در هر صفحة قرآن ده تا بیست غلط دارد و حال آنکه نباید این‌طور باشد.

دوم این که، کلاس‎های مربوط به تلاوت و قرائت قرآن مجید که در حوزة علمیه دایر است، مثل کلاس تجوید، روان‌خوانی، تربیت مربی و امثال این‌ها توسط معاونت آموزش حوزه جدی گرفته شود. متأسفانه چون در جمع کارشناسان معاونت آموزش حوزه، کسانی که از تخصص‌های دیگری غیر از فقه و اصول برخوردار باشند، حضور ندارند، لذا پیشنهادهایی که از طرف مراکز تخصصی می‌رود، طبیعتاً پیشنهادها مورد استقبال قرار نمی‎گیرد. بنابراین باید در جمع کارشناسان معاونت آموزش حوزه که در مسائل آموزشی حوزه نظری دهند، کسانی باشند که مسلط و آشنا به مباحث امور تلاوت و تجوید قرآن باشند و در آموزش، از اساتید مبرز و مورد اطمینان استفاده شود.

الان در حوزه‎های علمیه کسی که استاد صرف و نحو است، تجوید هم آموزش می‌دهد، در حالی که خود آن شخص در حد بالایی از تجوید قرآن نیست. اگر استاد در قله نباشد نمی‌تواند شاگرد را با خودش بکشاند، باید از کارشناسان دفتر قرآن و عترت حوزه­های علمیه که کارشناسان مبرزی در آنجا دور هم جمع شده‌اند و از ظرفیت بسیار بالایی در هدایت برنامه‌های قرآنی حوزه برخوردارند استفاده شود. البته من در همین‌جا از حضرت آیت الله مقتدایی (مدیر سابق حوزه علمیه) که با روی گشاده و سعة صدر از برنامه‌های این دفتر استقبال کردند تشکر می‌کنم، منتهی این مسئله نیازمند همکاری بقیة مجموعه‌های حوزوی است.

مقام معظم رهبری در جلسه‌ای فرمودند: ده میلیون حافظ قرآن در کشور داشته باشیم حال اگر ما بخواهیم در کشورمان ده میلیون حافظ قرآن داشته باشیم شما حساب کنید سهم حوزه چقدر خواهد بود؟ قطعاً حوزه باید پیش قدم و پیش‌قراول باشد. آیت الله مقتدایی فرمودند: کاری بکنید که طلبه در نظر مردم، معادل حافظ قرآن قلمداد شود و این ایدة بسیار خوب و آرمان بسیار مقدسی است. البته باید زیرساخت‌ها هم فراهم شود و ما این ظرفیت را داریم، اما متأسفانه تا به حال استفاده نشده. معاونت آموزش حوزه باید به صورت جدی از ظرفیت‌های علمی و تخصصی دفتر قرآن و عترت حوزه‎های علمیه بهره بگیرد و از برنامه‌هایی که در این مرکز، برای ترویج قرآن هست حمایت کند.

یعنی در این مرکز از سایر مؤسسات هم کمک گرفته نشده؟

کمیته‌های کارشناسی تشکیل شده و در این کمیته‌ها اشخاصی عضواند که هر کدام از آنها مؤسسه‌ای دارند. مثلاً مؤسسه جامعه القرآن، خیلی از کسانی که مثلاً در کارگروه حفظ این مرکز هستند، از اساتید مبرّز جامعه القرآن‌اند و سعی شده تا به تخصص اشخاص بهاء داده شود، نه این‌که عضو کدام مؤسسه هستند و طبیعتاً مؤسسات قرآنی هم از این اشخاص استفاده کرده‌اند و استفاده هم می‌کنند. مثلاً کارگروه قرائت دارد، که استاد شهیدی از اعضای این کارگروه هستند و بقیة اساتید درجه یک قرآن کشور، که این‌ها خوشبختانه حوزوی و عضو آن کارگروه هستند.

کارگروه تفسیر تشکیل شده که حضرات اساتید تفسیر دکتر رضایی اصفهانی، دکتر رجبی و حاج آقای فاکر – رئیس سابق مرکز تخصصی تفسیر – عضو این کارگروه هستند.

کارگروه حدیث تشکیل شده که رئیس مرکز تخصصی حدیث و بسیاری از کسانی که مأنوس با حدیث هستند. در این کارگروه عضو‌اند. البته چون بحث ما در مورد حدیث نبود، وارد آن نشویم. البته این هم یکی از خلأهای حوزه است که باید قرآن و حدیث با هم ان‌شا‌ءالله در حوزه ترویج شود.

در پایان اگر نکتة خاصی دارید برای خوانندگان بفرمایید.

نکته‌ای را عرض کنم که بر اساس روایات، وقتی امام زمان عجل الله تعالی فرجه ظهور می‌کنند، قم به عنوان پایگاه علمی تشیع و به عنوان یگانه ناشر و مروج اسلام اصیل در جهان شناخته می‌شود. و در روایت‌ها آمده که در آستانة ظهور یا به هنگام ظهور حضرت، شیعیان خیمه‌هایی به پا می‌کنند و قرآن را به مردم می‌آموزند و این نشان می‌دهد که ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه باید مقارن با پیش قراولی حوزه‎های علمی شیعی در آموزش‌های قرآن، آموزه‌های قرآنی، آموزه‎هایی روایی باشد که یکی از شرایطش این است که باید به حد بالایی برسیم که بعد از ظهور حضرت کار آموزش قرآن به دست سربازان امام زمان عجل الله تعالی فرجه و مبلغان مکتب تشیع که فارغ التحصیلان حوزة علمیه قم هستند انجام بگیرد. و این مهم محقق نخواهد شد، مگر به قرآنی بودن طلاب و این که فضای غالب حوزه‌های علمیه فضای قرآنی باشد. ان‌شاءالله.

آدرس اینترنتی